خرید بک لینک

فریدون امانی مدیر کمپانی لاستیک ( بی. اف. گودریچ) است که پنج فرزند(چهار پسر و یک دختر) داره
برادر فریدون یکی از فداییان اسلام بوده که به اتهام ترور نخست وزیر اعدام شده.
برای همین فریدون امانی تمام تلاشش میکنه تا اعتماد شاه و درباریان رو کسب کنه و نشون بده که او وخانواده اش با سیاست میانه ای ندارد و سرش به زندگی خودش گرم است.
اما وقتی پسرهای فریدون بزرگ میشن ،چهار نماینده اصلی احزاب سیاسی میشن.

پسر بزرگش ایرج پیش از انقلاب به خاطر فعالیت سیاسی به زندان میافته و با باز شدن در زندان اوین و آزاد سازی زندانیان سیاسی در سال 57 ایرج آزاد میشه اما پس از یکی دو سال دوباره به خاطر سخنرانی های اعتراض آمیزش در دانشگاه تهران به زندان اوین برگردانده میشه . ایرج معتقد به توازن قدرت بین همه احزاب سیاسی و فعالین انقلاب بوده و به شدت با اعدام عوامل اجرایی حکومت شاه مخالفت مخالف بوده ... ایرج بخاطر همین سخنرانیهاش در سال 1360 اعدام سیاسی میشه

کتاب هجدهم:#فریدون سه پسر داشت /اثر عباس #معروفی

پسر دوم اسد، یکی از اعضای کمیته استقبال از امام خمینی در سال 57 بوده و بعد انقلاب نفوذ بسیاری در دستگاه قضایی پیدا میکنه و چندین پست مهم بدست میاره که باعث پیشرفت شغلی پدرش میشه اما چون طرفدار رفتار قاطع با مخالفان بوده برای نجات برادرش از اعدام کاری نمیکنه

مجید پسر سوم خانواده از فعالین حزب کمونیست است که پس از انقلاب و حوادث سال 1360 و اعدام برادرش ایرج به آلمان مهاجرت کرده و پناهنده میشه. او 13 سال در آلمان زندگی میکنه که چهار سال آخرشو در یک آسایشگاه روانی بسر میبرده(راوی داستان)
سعید پسر کوچک خانواده از سران مجاهدین خلق است که مخفیانه به بغداد رفت و پس از چند سال در جنگ مرصاد کشته میشه
انسی خواهر این چهار برادر فعال در سیاست . بی اعتنا به مسائل سیاسی است و بعد از ازدواج فرزند ناقصی به دنیا میاره که رهاش میکنه
و مادر چهار پسر و همسر فریدون ، در تمام طول داستان از غم ِ زندانی بودن ایرج رنج میبره و در حال التماس کردن به اسد و پدرش هست تا تلاشی کنند تا ایرج ازاد شود
از ابتدای داستان و در مرور خاطرات مجید در آلمان همیشه جای ایرج خالی بوده خصوصا در عکسهای خانوادگی
از طرفی در داستان فریدون امانی مرتب اشاره به داستان فریدون در شاهنامه و سرنوشت سه پسرش میکنه که به همین علت اسم کتاب ” فریدون سه پسر داشت“ است

+++بیان بیشتر و جملاتی از کتاب رو اگه بخواید به کانالم سر بزنید

https://t.me/Bo0o0k

برچسب: نویسنده: شیوا موسوی‌پور تاريخ: شنبه 24 مرداد 1405 ساعت: 21:28

صفحه بندی