کتاب هفتم: کیمیاگر (پائولو کوئیلو)

متن مرتبط با «ترجمه» در سایت کتاب هفتم: کیمیاگر (پائولو کوئیلو) نوشته شده است

کتاب بیست و سوم: #گرگ ومیش / اثر: استفانی #مه یر /ترجمه: ایرج #مثال

  • نیلوبلاگ

    این کتاب داستان زندگی دختری به نام ایزابلا (بلا) است که پدر و مادرش از هم جدا شده اند . داستان از تصمیم ایزابلا ابتدا میشه، او که با مادرش زندگی میکنه تصمیم میگیره از فونیكس همیشه آفتابی، به فوركس همیشه بارانی برود تا با پدرش چارلی زندگی كنه. روزی که بلا وارد مدرسه نوینش در فورکس میشه یا برخورد گرم بچه ها (مایک ، اریک، ... ) روبرو میشه همه غیر از پسری به اسم "ادوارد كولن". وقتی برای اولین بار بلا سرکلاس در کنار ادوارد میشینه با بی اعتنایی شدید و عصبانیت بی...

    ادامه مطلب
  • کتاب بیست و چهارم: #ایزابل / اثر: آندره #ژید /ترجمه: اسماعیل#سعادت

  • نیلوبلاگ

    ژرار برای انجام رساله اش در مورد خطابه های بوسوئه به سفارش استادش (آلبر دنو) راهی خانه آقای فلوش عمارت "کارفورش“ می شود آقای فلوش و همسرش در این خانه تنها زندگی نمیکنند و در واقع همانطور که بعدا ژرار متوجه میشود . عمارت متعلق به آقای دوسنت اورئول و همسرش هست که با آنها در این خانه زندگی میکنند اقای اورئول و همسرش ،نوه کوچک و علیلی (کازیمیر) دارند که با آنها زندگی می کند و برای آموزش این کودک کشیشی استخدام کرده اند که همراه آنها درملکشان زندگی میکند ....

    ادامه مطلب
  • #کافکا در کرانه /اثر هاروکی موراکامی ترجمه مهدی غبرایی

  • نیلوبلاگ

    کتاب شانزدهم : #کافکا در کرانه /اثر هاروکی موراکامی ترجمه مهدی غبرایی کافکا تامورا پسر پانزده ساله ای است که با پدرش تنها زندگی می کنه . مادر و خواهرش وقتی کافکا سه سال داشته،خانه را ترک کردن ...رابطه کافکا و پدرش خیلی سرد و محدود بوده ، پدرِ عجیبش پیش بینی میکنه که بدست کافکا کشته خواهد شد و برای همین کافکا از خانه می گریزد … کافکا در مسیر فرارش،سوار بر اتوبوس با دختری به نام "ساکورا " آشنا میشه . دختری که حس میکنه میتونه خواهرش باشهکافکا برای مخفی شدن به شهر تاکاماتسو و کتابخانه ای متفاوت پناه میبره و در انجا با ”اوشیما“ و خانم ”سائه كي“ آشنا میشه ... کافکا همچنان که عاشق خانم سائه کی میشه پی به گذشته و رابطه اش با او میبره .. قسمتی از کتاب به بیان زندگی زن مرموز کتابخانه خانم ”سائه کی“ م...

    ادامه مطلب
  • #کافکا در کرانه /اثر هاروکی موراکامی ترجمه مهدی غبرایی

  • نیلوبلاگ

    کتاب شانزدهم : #کافکا در کرانه /اثر هاروکی موراکامی ترجمه مهدی غبراییکافکا تامورا پسر پانزده ساله ای است که با پدرش تنها زندگی می کنه . مادر و خواهرش وقتی کافکا سه سال داشته،خانه را ترک کردن ...رابطه کافکا و پدرش خیلی سرد و محدود بوده ، پدرِ عجیبش پیش بینی میکنه که بدست کافکا کشته خواهد شد و برای همین کافکا از خانه می گریزد … کافکا در مسیر فرارش،سوار بر اتوبوس با دختری به نام "ساکورا " آشنا میشه...

    ادامه مطلب
  • کتاب بیست و سوم : #گرگ ومیش / اثر: استفانی #مه یر /ترجمه: ایرج #مثال آذر

  • نیلوبلاگ

    این کتاب داستان زندگی دختری به نام ایزابلا (بلا) است که پدر و مادرش از هم جدا شده اند .داستان از تصمیم ایزابلا شروع میشه، او که با مادرش زندگی میکنه تصمیم میگیره از فونیكس همیشه آفتابی، به فوركس همیشه بارانی برود تا با پدرش چارلی زندگی كنه. روزی که بلا وارد مدرسه جدیدش در فورکس میشه یا برخورد گرم بچه ها (مایک ، اریک، ... ) روبرو میشه همه غیر از پسری به اسم "ادوارد كولن". وقتی برای اولین بار بلا سر...

    ادامه مطلب
  • کتاب بیست و چهارم : #ایزابل / اثر: آندره #ژید /ترجمه: اسماعیل#سعادت

  • نیلوبلاگ

    ژرار برای انجام رساله اش در مورد خطابه های بوسوئه به سفارش استادش (آلبر دنو) راهی خانه آقای فلوش عمارت "کارفورش“ می شودآقای فلوش و همسرش در این خانه تنها زندگی نمیکنند و در واقع همانطور که بعدا ژرار متوجه میشود . عمارت متعلق به آقای دوسنت اورئول و همسرش هست که با آنها در این خانه زندگی میکننداقای اورئول و همسرش ،نوه کوچک و علیلی (کازیمیر) دارند که با آنها زندگی می کند و برای آموزش این کودک کشیشی...

    ادامه مطلب