کتاب هفتم: کیمیاگر (پائولو کوئیلو)

متن مرتبط با «مترجم» در سایت کتاب هفتم: کیمیاگر (پائولو کوئیلو) نوشته شده است

کتاب نوزدهم: #باغ پیامبر و سرگردان /اثر: #خلیل جبران / مترجم: آرش

  • نیلوبلاگ

    این کتاب نه شعر بود نه داستان! چیزی که در این کتاب به عنوان داستان میخونیم ، در واقع داستان نیست، ماجراى بازگشت پیامبری به نام المصطفی به باغی است که ارامگاه پدر و مادرشه و در ادامه کتاب، سخن گفتن این پیامبر با پیروانش است یه ماجرا ساده بدون هیچ طرح داستانى و هیجانی. در واقع در این کتاب نویسنده باورها و احساساتش در مورد زندگى و اخلاق را، با نثری شاعرانه و با عبارت‏هاى پرآب و تاب از زبان پیامبر نوشته و سعی میکنه به خواننده تلقین کنه و قسمت دوم کتاب نام...

    ادامه مطلب
  • #سالار مگسها / اثر: ویلیام #گلدینگ /مترجم: حمید رفیعی

  • نیلوبلاگ

    هواپيمايي حامل تعدادي پسربچه در جزيره‌اي پرت و دورافتاده سقوط مي‌کنه.پسرانی 6تا 12 ساله در جزیره ای متروک ،بی سرپرست وبدون قانون رها می شوند داستان با مکالمه بین رالف و خوکه آغاز میشه رالف با پیدا کردن یک صدف بزرگ و دمیدن در اون ،سایر پسران نجات یافته که در جزیره پراکنده بودند رو جمع میکنه .جک و بچه های گروه آواز که بعدا به جمع پسران میپیوندند همه ریاست رالف رو قبول میکنند در داستان رالف پسری شجاع اما تا حدودی بی خیاله که اصرار زیادی به روشن کردن و...

    ادامه مطلب
  • کتاب بیست ویکم: #اسپارتاکوس / اثر: هاوارد #فاست/ مترجم ذبیح الله

  • نیلوبلاگ

    #اسپارتاکوس / اثر:هاوارد #فاست/ مترجم ذبیح الله #منصوری این کتاب طبق زندگی اسپارتاکوس یک برده ازسرزمین تراس است اسپارتاگوس برده و برده زاده بوده . درجنگی، اسیر ارتش روم میشه و به معدن طلای نوبه (که از جهنم بدتر بوده )تبعید میشه .بعدها باتیاتوس(یکی از برده عرضهان معروف) اسپارتاکوس را از صاحبان معدن میخره و به بنگاه گلادیاتوری خود در شهر گاپو میبره. اسپارتاکوس در رم در مدرسه تعلیم گلادیاتورها سالها آموزشِ جنگیدن و رزم میبینه....

    ادامه مطلب
  • کتاب بیست و دوم: #شبح اپرا / اثر: گاستون #لورو/ مترجمان: آرش

  • نیلوبلاگ

    این کتاب ظاهرا داستان واقعی است از زندگی شبح ِترسناکی در ساختمان اپراي پاريس . نویسنده با نوشتن این کتاب سعی در برملا کردن اسرار این شبح مرموز و مخوف دارد او این چنین می‌گوید: “اول کمی مشکوک بودم؛ اما وقتی “ایرانی” با خلوص کودکانه‌اش هر چه را که درباره شبح می‌دانست، برایم تعریف کرد و مدارک وجود شبح را در اختیارم گذاشت دیگر تردید نکردم. نه! نه! شبح افسانه نبود! افرادی که در این ساختمان اپرا کار میکنند ظاهرا وجود شبح را قبول ندارند و آن را بیشتر یک شوخی...

    ادامه مطلب
  • کتاب نوزدهم: #باغ پیامبر و سرگردان /اثر: #خلیل جبران / مترجم: آرش #حجازی

  • نیلوبلاگ

    این کتاب نه شعر بود نه داستان! چیزی که در این کتاب به عنوان داستان میخونیم ، در واقع داستان نیست، ماجراى بازگشت پیامبری به نام المصطفی به باغی است که ارامگاه پدر و مادرشه و در ادامه کتاب، سخن گفتن این پیامبر با پیروانش است یه ماجرا ساده بدون هیچ طرح داستانى و هیجانی. در واقع در این کتاب نویسنده باورها و احساساتش در مورد زندگى و اخلاق را، با نثری شاعرانه و با عبارتu200fهاى پرآب و تاب از زبان پیامبر ...

    ادامه مطلب
  • #سالار مگسها / اثر : ویلیام #گلدینگ /مترجم :حمید رفیعی

  • نیلوبلاگ

    هواپيمايي حامل تعدادي پسربچه در جزيرهاي پرت و دورافتاده سقوط ميکنه.پسرانی 6تا 12 ساله در جزیره ای متروک ،بی سرپرست وبدون قانون رها می شوند داستان با مکالمه بین رالف و خوکه شروع میشه رالف با پیدا کردن یک صدف بزرگ و دمیدن در اون ،سایر پسران نجات یافته که در جزیره پراکنده بودند رو جمع میکنه .جک و بچه های گروه آواز که بعدا به جمع پسران میپیوندند همه ریاست رالف رو قبول میکنند در داستان رالف پسری شجاع...

    ادامه مطلب
  • کتاب بیست ویکم: #اسپارتاکوس / اثر:هاوارد #فاست/ مترجم ذبیح الله #منصوری

  • نیلوبلاگ

    #اسپارتاکوس / اثر:هاوارد #فاست/ مترجم ذبیح الله #منصوریاین کتاب بر اساس زندگی اسپارتاکوس یک برده ازسرزمین تراس است اسپارتاگوس برده و برده زاده بوده . درجنگی، اسیر ارتش روم میشه و به معدن طلای نوبه (که از جهنم بدتر بوده )تبعید میشه .بعدها باتیاتوس(یکی از برده فروشان معروف) اسپارتاکوس را از صاحبان معدن میخره و به بنگاه گلادیاتوری خود در شهر گاپو میبره. اسپارتاکوس در رم در مدرسه تعلیم گلادیاتورها سال...

    ادامه مطلب
  • کتاب بیست و دوم : #شبح اپرا / اثر: گاستون #لورو/ مترجمان:آرش #حجازی-مهدی #حریری

  • نیلوبلاگ

    این کتاب ظاهرا داستان واقعی است از زندگی شبح ِترسناکی در ساختمان اپراي پاريس . نویسنده با نوشتن این کتاب سعی در برملا کردن اسرار این شبح مرموز و مخوف دارداو این چنین میگوید: “اول کمی مشکوک بودم؛ اما وقتی “ایرانی” با خلوص کودکانهاش هر چه را که درباره شبح میدانست، برایم تعریف کرد و مدارک وجود شبح را در اختیارم گذاشت دیگر تردید نکردم. نه! نه! شبح افسانه نبود! افرادی که در این ساختمان اپرا کار میکن...

    ادامه مطلب