خرید بک لینک

زمین داران بزرگ برای حمایت از یکدیگر جمعیتهایی تشکیل میدادند و برای گفتگو درباره چگونگی سرکوبی, چگونگی کشتن, سلاحهای گرم و نارنجکهای گازدار گفتگو میکردند و همیشه این تهدید وحشت انگیز خاطرشان را رنج میداد
سیصد هزار نفر اگر زیر فرمان رهبری گرد آیند دیگر کار تمام است
سیصد هزار بدبخت گرسنه اگر به نیرویشان پی ببرند کشور را خواهند گرفت و انگاه نه تفنگ نه نترنجکهای گازدار جلوشان را نمیگیرند...
غیر از زور هیچ راه دیگه ای نیست باید کاری کرد مثل سگ بترسن....
شرکتها و بانکها ندانسته گور خود را میکندند باغها پر از میوه بود و جاده پراز گرسنگان
شرکتهای بزرگ نمیدانستند رشته ای که گرسنگی را از خشم جدا میکند خیلی نازک است ....

ناگاه یکی از جا در رفت و گفت:چرا یه بیست تایی از ما با هم جمع نمیشن یه تیکه زمینو نمیگیرن؟ تفنگ که داریم, اونجا بمونیم و بگیم حالا بیاین بیرونمون کنین چرا اینکا رو نمیکنیم
: سگ کشمون میکنن
:خب بکنن یعنی اینجوری زندگی کردن از مردن بهتره؟ زیر خاک بودن بهتر از زیر گونی پاره بودن نیس؟کدوم یکی از اینها رو برای بچه ها میخوای؟ یه مرتبه بمیرن و راحت شن یا بعد از دوسال... چی میگین از نخوری بمیرن ....


برچسبها: خوشه های خشم , بحران اقتصادی آمریکا

برچسب: نویسنده: شیوا موسوی‌پور تاريخ: چهارشنبه 24 خرداد 1396 ساعت: 2:25

صفحه بندی